یسنایسنا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 4 روز سن داره

yasna topoli

تولد آرمیتا عسلی

جمعه 92/6/8 خانه توت فرنگی پاساژ دنیای نور تولد آرمیتای نازنین آرمیتا عزیزم تولدت مبارک انشالله سال های سال زیر سایه پر مهر پدر و مادرت خوشبخت و سعادتمند باشی   اینم عروسک من که به محض رسیدن مشغول بازی شد عشق مامان عاشق استخر توپه یسنا و امیر سام جون یسنا با تعجب آرمیتا جون رو نگاه میکنه که روی توپ ها دراز کشیده بعد خودش روی توپ ها دراز کشید عشق مامان و تاب سواری بازی با لوگو حالا بخور بخور آرمیتا جون هم لپش پر پفکه اینم یه عکس دسته جمعی آرمیتا جون بهترین ها  رو برات آرزومندم ...
9 شهريور 1392

چهارده ماهگی یسنا

یسنا جونم چهارده ماهگیت مبارک با نزدیک شدن به پاییز دلم میگیره برخلاف گذشته ها که عاشق پاییز بودم حالا به خاطر سردی هوا و مریضی یسنا اصلا دوست ندارم پاییز و زمستون برسه پارسال که نیمه دوم سال رو تمام مدت یسنا سرما خورده بود خیلی هم کوچولو بود حسابی دردسر داشتیم امیدوارم امسال اینطوری نباشه. البته یه مشکل بزرگ هم دارم که نمیدونم تو سردی هوا با عشق به آب بازی یسنا چکار کنم؟ چون الان که هوا خوبه هر روز یه ساعت آب بازی تو بالکن رو یسنا جونم توی برنامه روزمره اش داره. عشق مامان اول پرنده ها رو تماشا میکنه حالا نوبت آب بازیه در اخر هم خودش و هم من خیس آب میشیم. شب ها هم باید بریم بالکن ماه و ستاره ها رو عزیز م...
7 شهريور 1392

گردش دسته جمعی

جمعه دسته جمعی به همراه همه خانواده رفتیم گردش کنار رودخونه. خیلی خوش گذشت یسنا تمام مدت مشغول آب بازی بود یا کنار رودخونه یا با شیر آب  در حین اینکه پاهاش رو انداخته تو رودخونه از شلوغی سو استفاده کرده و برای خودش پفک هم میخوره آب رودخونه خیلی خنک بود و هوا هم عالی بود   ...
26 مرداد 1392

قرار وبلاگی با دوستان

5 شنبه با دوستان وبلاگی در خانه بازی پاساژ بوستان قرار داشتیم. خیلی روز خوبی بود و خیلی خوش گذشت. ولی متاسفانه من شارژ دوربینم تموم شد و فقط تونستم اولش یه چند تا عکس از یسنا بندازم و عکس از دوستای خوبم و نی نی های خوشگل ندارم. دوستای خوبم نرگس جون، ساجده جون، آناهیتا جون، مریم جون، فرزانه جون، سمانه جون به همراه نی نی جونی ها باران عزیز، متین جون، آرمیتا عسلی، آرینا خوشگل، آیسان نازنین و ستایش جون همراه ما بودند و روز خیلی خوبی رو در کنارشون داشتیم    یسنا عاشق این بادی ها شده بود کلی روشون بپر بپر کرد بعد یه کم سوار الاکلنگ شد بعد رفت تو خونه و مشغول دالی بازی شد حالا نوبت استخر توپه یسنا...
26 مرداد 1392

یسنا خونه دار شد

یسنا در حال کمک به بابا برای آماده سازی خونه اش وسایل خونه هم چیده شد یسنا خانوم مشغول خاله بازی حالا یه خرده استراحت میکنه حالا میخواد از پنجره بره داخل   ...
17 مرداد 1392

یسنا مامان می شود

تازگی ها نی نی ها رو میذارم دم دست که یسنا سعی کنه باهاشون خاله بازی کنه. یسنا مامان میشه و نی نی بغل میکنه بعد به نی نی غذا میده بعد مثل همه مامان ها خوشحال میشی که نی نی کامل غذاشو خورده حالا نوبت خوابه حالا میخواد نی نی دس دسی کنه ولی نمیدونم چرا پاهاش میکوبه به همدیگه بیچاره نی نی       ...
12 مرداد 1392

سیزده ماهگی یسنا

یسنا در سرزمین عجایب نمایش ماکارانی خوردن یسنا که از هر فیلم کمدی بامزه تره البته بیشتر بازی میکنه تا بخوره اینجا مثل استاد شیفو تو کارتون پاندا کونگ فو کار شد بازم پارک و بازی بازی     ...
6 مرداد 1392

بازی با آونگ

یسنا جونم چند روزه این اسباب بازی رو که من قبلا به علت خطرناک بودنش پنهان کرده بودم پیدا کرده و مشغوله ماشالله خیلی هم خوب یاد گرفته.   ...
1 مرداد 1392

بدو بدو تو پارک

یسنا نازم این بار اینقدر تو پارک بدو بدو کرد که بابا احسان دیگه به پاش نمی رسید.   اول از همه تاپ بازی. یه عالمه نی نی پشت سرمون صف میبندن هر چی به یسنا خانوم میگیم بیا پایین نمیاد آخر سر با زور پیاده میشه بعد از به زور پیاده شدن از تاپ نوبت سرسره حالا یه کم محیط رو ارزیابی میکنه  حالا نوبت توپ بازیه حالا از سرسره برعکس میخواد بره بالا   اینجا تصمیم گرفت یه کم سه چرخه شو هول بده بازم توپ بازی     ...
30 تير 1392

پارک آب و آتش

سه شنبه با خاله جون و یگانه رفتیم پارک آب و آتش. به یسنا خانوم که خیلی خوش گذشت اینقدر با یگانه بازی کرد که موقع برگشت تو ماشین از خواب بیهوش شد. یکسری رفت آّب بازی ولی چون فشار فواره ها زیاد بود دیگه نذاشتم بره. البته دخترم شجاع بود بچه های همسن یسنا هیچ کدوم حتی از بغل مامانشون هم پایین نمیادن ولی یسنا میرفت نزدیک فواره ها. اینجا یسنا جونم بعد از آب بازی داری لباس عوض میکنه بعد از یه آب بازی حسابی غذا مخصوصا باقالی پلو میچسبه مرسی خاله جون خیلی خوشمزه بود اینم یسنا جونم با سه چرخه اش  اینجا یه لحظه از یسنا غافل شدیم دست کرد تو جعبه پاپ کورن یگانه و چند تایی برداشت و سریع کرد تو دهنش. البته بازم دستش درازه ک...
30 تير 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به yasna topoli می باشد